به نقل از احسان بابک، نویسندهٔ سیاسی:
عبدالحمید خراسانی امروز میگوید که دنبال چوکی، مقام و منصب نیست و اهل چاپلوسی نمیباشد؛ اما وقتی به گذشتهٔ سیاسی و نظامی او نگاه میکنیم، پرسشهای جدی دربارهٔ مواضع، انتخابها و ادعاهایش مطرح میشود.
خراسانی در دوران جمهوریت با جریانهای سیاسی مخالف طالبان ارتباط داشت، اما در روزهای پایانی نظام جمهوری به طالبان پیوست و پس از سقوط حکومت، در ساختار این گروه به مقام رسید. بعدها نیز روابط او با مقامهای طالبان بارها با اختلاف، برکناری و گزارشهایی دربارهٔ بازداشت همراه شد.
اکنون که او از بیارزشی مقام و منصب سخن میگوید، این پرسش مطرح است: اگر چوکی و مقام برایش ارزشی نداشت، پس چرا در ساختار حکومتی طالبان مسئولیت پذیرفت؟ اگر هدفش تنها حاکمیت دین بود، چرا روابطش با رهبران این گروه بارها به اختلاف انجامید؟
البته داشتن مقام بهخودیخود نشانهٔ مقامطلبی نیست و تغییر موضع سیاسی نیز بهتنهایی ثابت نمیکند که یک شخص چاپلوس است. اما کسی که امروز دیگران را به چاپلوسی متهم میکند، باید آماده باشد تا کارنامه و تصمیمهای گذشتهٔ خودش نیز با همان معیار بررسی شود.
سیاست میدان شعار نیست؛ میدان پاسخگویی است. معیار قضاوت دربارهٔ هر شخص، نه ادعاهای امروز او، بلکه رفتار، تصمیمها و مواضعش در طول زمان است. خراسانی نیز اگر میخواهد سخنانش جدی گرفته شود، باید دربارهٔ گذشتهٔ خود، دلیل پیوستن به طالبان، پذیرش مقام در ساختار این گروه و اختلافات بعدیاش توضیح روشن ارائه کند.
پرسش اساسی این است: آیا این تغییر موضع نتیجهٔ یک باور سیاسی و فکری است، یا بازتاب اختلافات شخصی و درگیری بر سر جایگاه و صلاحیت؟ پاسخ این پرسش را باید در شواهد و کارنامهٔ او جستوجو کرد، نه صرفاً در شعارهایش.
#عبدالحمید_خراسانی #احسان_بابک #نویسنده_سیاسی #طالبان #امرالله_صالح #افغانستان #پناه_پرس